تبليغاتX
عکس و شعر وسخن .................
همه چی از همه جا

باسمه­تعالی

 

در آغاز ماه مبارک رمضان و به یاد بزرگ­مرد حق و حقیقت، امام علی (ع) که پیروی از او، صفای رمضان را به اوج قدر می­رساند، وضوی عشق می­گیرم و برای ورود به حریم نگارش، این درس علوی را مرور می­کنم که:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:38  توسط sogand | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حسینی (قرآن پژوه)

 

ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا (سوره مبارکه اسراء 36)

در مرداد ماه ویژه نامه فرقه های منحرف نو پدید ضمیمه رایگان روزنامه جام جم بنام سراب تحت مقاله ای بنام عرفان در دست ارباب حلقه ها به قلم خانم اناهیتا احمدی و آقای فواد گلستانی را مطالعه نمودم سوالات زیادی از جهات متعدد برایم مطرح شد و از جهتی از عملکرد روزنامه وزین جام جم در شگفت شدم زیرا اولاًشخصاً با آموزه های آقای محمد علی طاهری افتخارآشنایی دارم و از آنجا که بند به بند آموزه های ایشان مطابقت با شریعت حقه جعفریه اثنی عشریه دارد و بصورتی ایضاح حکمت فرائض و اوامر و نواهی الهی می نماید که صد افسوس که در این مختصر نمی گنجد تا شرح برخی را بازگو ننمایم و بی دریغ در فرصتی دیگر و در قالب مقاله ای مستقل به برخی خواهم پرداخت چه آنکه وقتی شناخت و معرفت نسبت به چیستی و چرائی فرائض حاصل می شود و به واقع انسان به دو بال مذهب و معرفت آراسته می گردد بر بلندای هستی، حکمت  خلقت و آفرینش و انا  لله و انا الیه راجعون را درک می کند و ان هنگام است که والائی ولایت و انباء انبیاء مکرم و افضلیت حضرت ختمی مرتبت و لزوم ظهور منجی و موعود برایش مکشوف و مدرک می گردد و از این رو برای حقیر که از نزدیک با انبوه مفاهیم والای ایشان آشنایی یافته ام بدور از سبیل انصاف است که آن را  بازگو ننمایم. و ضمن تکذیب ماجرای فرقه سازی ایشان را از اتهام مذکور مبرا دانسته و شما را نیز به مطالعه بیشتر دعوت می کنم. ثانیاً آنچه ملاحظه شد درخور و شایسته روزنامه وزین جام جم نبود که از خیل کارشناسان و محققین و پژوهشگران حوزه و دانشگاه صرف نظر نموده و امری چنین مهم را در سطحی غیر کارشناسانه و غیر منصفانه به نقد گرفته و از منابع موجود این عرفان و کتب در دسترس آن و مقالات متعدد مسطوره در نشریات مختلف و مصاحبه های متعدد رادیویی و تصویری ایشان به طرح غیر واقع بینانه مطالب بپردازند. بدیهی است سهو القلم ممکن است در هر کجا رخ دهد و البته شتاب زدگی آفت بزرگ تحقیق است لذا نگارندگان مقاله مذکور را به مطالعه بیشتر پیرامون آموزه های این نگرش عرفانی تشویق نموده و یادآور می شود که بنابر آیه شریفه صدر الذکر ان سمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا هر کدام از ما  مسئولیت سنگینی خواهیم داشت و از طرفی مدیران  روزنامه محترم جام جم را دعوت به مجالس نقد کارشناسانه و محققانه اساتید حوزه و دانشگاه می نمایم.

توفیقات روزافزون همه خواهران و برادران ایمانی را از درگاه احدیت منان خواهانم.

والسلام علیکم و رحمه الله          

                                                                          دوم رمضان المبارک 1430

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:36  توسط sogand | 

 

بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی که چوپان در جواب موسی خواند را می آورم :

 

خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:4  توسط sogand | 

2- جهان دوم اثیری یا روحی : در این طبقه از جهان روحی , ارواحی که زندگی می کنند , سنگینی گناه آنها کمتر از ارواح جهان اول است فرضا , اگر افرادی که مرتکب قتل عمد شده اند در جهان اول هستند , در جهان دوم ارواحی وجود دارند که , به دلیلی کمک به انجام آن قتل کرده اند

3 - جهان سوم اثیری یا بهشت : این جهان اختلاف چندانی با حالت و زندگانی نسل بشر در روی کره زمین ندارد و کلیه امکانات و وسایلی که بر روی کره زمین برای افراد زنده فراهم است , در آنجا نیز وجود دارد . این جهان را جهان الوان نیز می نامند چون انتخاب رنگ برای ارواح آزاد است و ارواح به نسبت عقل خود می توانند از هر رنگی که بخواهند استفاده نمایند. ارواحی که عمل آنان در زمان حیات مادی گذشته , تمامی مثبت است می توانند به این جهان برسند , ارواح در وهله نخست ورود به بهشت , تصور نمی کنند که مرده اند , چون کلیه شرایط محیطی با حیات مادی گذشته آنان برابر است و تمامی ادراک و حواس خود را در این مرحله از حیات روحی حفظ می کنند.

بهشت یا جهان سوم روحی یا پردیس یا جنات (جمع جنت ) از نه طبقه عمده تشکیل شده است که ارواح پس از جدایی از جسم مادی , بنا به درجه تکامل و تعالی و اعمال خود , در یکی از این طبقات قرار می گیرند . ارواحی که از عوالم روحی با زمینی ها تماس برقرار می کنند , اکثرا از طبقات مختلف این جهان هستند و گاه هم استثنائا ممکن روحی از جهان یکم یا دوم با افراد زمینی به دلایل خاصی تماس بگیرد که آن هم با اجازه مقامات روحی و خداوند متعال می باشد که این تماس ها به منظورهای خاصی , مانند فهماندن وضعیت خود به زنده ها و عبرت آنها یا موارد دیگر , با افراد زمینی می باشد.

ارواحی که به جهان چهارم و بالاتر روحی انتقال می یابند , بندرت ممکن است که بعدها به عوالم ماده باز گردند . ارواحی که با زمینی ها تماس می گیرند , زمانی پاسخ آنها مورد قبول روح شناسان است که اولا آن ارواح از طبقه پنجم جهان سوم روحی به بالا باشند . ثانیا در زمان حیات زمینی و مادی , از معتقدان علوم روحی و روح شناس بوده باشند . ارواح نا آگاه که حول و حوش زمین هستند و به نام برزخی خوانده می شوند , چون هنوز وارد جهان های روحی نشده و از آن قسمت ها اطلاع چندانی ندارند , بدیهی است که اطلاعات صحیحی از جهان های روحی نیز بما نخواهند داد . اگر روحی در تماس با زمینی ها اظهار نمود که از جهان چهارم یا پنجم یا به بالاتر است , باید بلادرنگ دانست که گفته هایش نمی تواند صحیح و معتبر باشد و این روح از ارواح مزاح و برزخی و ناآگاه است که هنوز وضعیت او در جهان های روحی معین نیست و حتی تاکنون به جهان های روحی انتقال نیافته است.

در جهان های روحی , جهت ارواح نیز نوعی مرگ وجود دارد که ارواح مترقی مرگ های روحی را چنین تعریف کرده اند : زمانی که روحی باید از جهان پائین تر روحی به طبقات جهان های بالاتر انتقال بیابد , مدت کوتاهی در حالت بی خبری واقع می شود و پس از این مدت , خود را در محیط جدیدی می یابد . روح انتقال یافته در این حالت احساس سبکی و کم وزنی بیشتری نسبت به قبل در خود می کند و از طرفی , قدرت خود را بیشتر و افزون تر از گذشته می یابد و پس از مدتی ماندن در محیط جدید و مانوس شدن با آن , شروع به زندگی تازه در شرایط محیط جدید را می کند . این فرایند تا رسیدن به جهان هفتم به همین صورت تکرار می گردد و در جهان هفتم به همین صورت تکرار می گردد و در جهان هفتم دیگر تغییری نمی کند , زیرا به زندگی ابدی خود دست یافته است.

در جهان سوم تمام ارواح تحت نظارت نیرو و قدرت های مثبت الهی , به نسبت اعمال و کردار و عقل , طبقه بندی می شوند . هر گروهی از ارواح که در یک طبقه خاص قرار می گیرند دارای ارتعاشات و قدرت های تقریبا مساوی ای می باشند که از طبقات پائین تر از خود بیشتر از خود بیشتر و از طبقات بالاتر کمتر است . ارواحی که قصد عزیمت به طبقات بالاتر از طبقه روحی خود را دارند , پس از کسب مجوز از قدرتهای روحی و تغییر موقت ارتعاشات , اجازه می یابند تا برای مدت کوتاهی از طبقات مافوق دیدن کنند و سپس به محل اولیه خود باز گردند ؛ البته این ارواح قادر نخواهند بود مدت مدیدی در طبقات بالاتر بمانند , زیرا ارتعاشات آن طبقات , با ماهیت و طبیعت موجی آنها سازگاری و تجانس ندارد و در صورت توقف بیش از حد تحمل خود را از دست می دهند.

جهان سوم در بین سایر جهان ها , تنها جهانی است که شباهت زیادی به کره زمین دارد و از نظر شکل ظاهری , محیط اجتماعی , عوارض طبیعی و معاشرتها و غیره شبیه این کره و زندگی ماده است و اختلاف عمده ای که ارواح در این جهان احساس می نمایند , سبک تر شدن و حرکت سریع آنها به علت از دست دادن جسم فیزیکی و حرکت با جسم اثیری است.

درک زمان و مکان در عوالم روحی به نسبت شناخت افراد کره زمین کاملا تغییر می یابد و مفهوم زمان آنقدر بی اهمیت و ناچیز می شود که وجود آن تقریبا احساس نمی گردد . چون حرکت روح و جسم اثیری در عالم روحی , بسیار سریع می شود. لذا بُعد مکانی نیز مفهوم خود را به آن صورتی که در زمین دارد , از دست می دهد. چون یک روح قادر می گردد به محض اراده کردن جهت انتقال به محلی , خود را از نقطه دلخواه که فاصله بسیار زیادی با نقطه مقصد دارد , به آنجا برساند.

روح پس از این که در جهان های روحی بر نیروی عقلی خویش مسلط شد , قدرت های تن پوش و روح را بطور کامل می فهمد و بسیاری از ناشناخته ها را که قبلا راز خلقت می پنداشته , در می یابد . از آن زمان متوجه می شود که تن پوش و روح , در زمان حیات زمینی همیشه با او بوده و خدمات ذیقیمتی هم به تکامل او کرده اند , ولی وی متوجه قدرت آنها نبوده است . مثلا نمی دانسته است که این جسم مادی که بیشتر گرفتاری ها و زحمت ها را در زمان حیات مادی برای او محیا می کرد و او در تمام اوقات در صدد فراهم کردن آسایش و راحتی برای آن بوده , اکنون ( پس از مرگ ) هیچ ارزشی ندارد و آن جسم نیز در گذشته دائما تحت مراقبت تن پوش و روح بوده است . اعمال تمام سیستم های عصبی , سیستم گردش خون , سیستم گوارشی , سیسنم دفع , عضلات , استخوان ها , تنظیم غدد مترشحه , تنظیم های تعادل بدن و ... و همچنین فراهم کردن انرژی حیاتی و دادن آن به قسمت های مختلف بدن , از کارهایی بوده که توسط روح و تن پوش صورت می گرفته و شخص در زمان حیات به حساب و قدرت جسم مادی می آورده است.

جهان سوم روحی از سه بخش کلی تشکیل یافته است که از طبقه اول تا چهارم را بخش اول و پنجم تا هشتم را بخش دوم و طبقه نهم را بخش سوم بهشت می نامند و ارواحی که در بخش اول زندگی می کنند , هر یک برای ارتقاء به بخش های بالاتر , وظایف خاصی را از سوی قدرت های الهی می بایست انجام دهند تا پس از کسب امتیازات لازم , بتوانند خود را به بخش دوم برسانند و اکثر وظایفی که ارواح برای کسب امتیاز انجام می دهند , نگهبانی از افراد زنده است و چنانچه موفق به انجام وظیفه کامل , در مدت معینی نشوند , از سوی همن نیروهای الهی , جهت ادامه تکامل , مجددا با ماده ترکیب می شوند . ارواحی که در بخش دوم قرار دارند , کمتر جهت انجام وظایف فوق به کرات مادی فرستاده می شوند و اکثرا در همان جا به مشاغل و وظایفی گمارده می شوند . و چنانچه آنها هم در زمان مشخص و معینی نتوانند وظایف محوله خود را از سوی قدرت های روحی به نحو احسن انجام دهند , می بایست جهت ادامه تکامل بار دیگر با ماده ترکیب گردند , ولی ارواحی که به بخش سوم یا طبقه نهم بهشت انتقال می یابند , از تمام مراحل تبدیل و تکامل مادی گذشته اند و در این قسمت فقط تغییر فرکانس می دهند که وارد جهان چهارم روحی گردند.

4 - جهان چهارم روحی : از این جهان روحی به بعد , حالت زندگی ارواح تغییراتی کلی می یابد و آن بدین نحو است که عقل در زندگی روحی دخالت مستقیم بیشتری دارد و در آنجا فقط از حواس موجود استفاده نمی شود و ارواح از این پس در جهت ترقی و تعالی خواهند بود و برای تکامل روحی نیازی به همزیستی با ماده نخواهد داشت و در اصل می توان گفت که ارواح از جهان چهارم روحی به بعد , در حال تبدیل هستند , یعنی روح و تن پوش , بتدریج ثقل های خود را از دست می دهند و امواج خود را آماده رسیدن به جهان هفتم می کنند.

تن پوش که تا این موقع همراه روح بوده است , تغییر امواج می دهد و به امواج روحی تبدیل می شود و هرچه به جهان های بالاتر انتقال یابد , خلوص آن نیز نسبت به امواج موجود در روح افزایش خواهد یافت تا اینکه در جهان های بالاتر بتواند همراه روح , وارد جهان هفتم گردد.

5- جهان پنجم اثیری : در این جهان ارواح به تکامل و تبدیل امواج بیشتری رسیده و تسلط بیشتری نیز بر عقل خواهند داشت و کلیه سنگینی مادی باقیمانده را که مربوط به حیات مادی آنان است از خود دور ساخته اند . ارواح در این جهان , تقریبا به نور تبدیل می شوند و از قید زمان و مکان کاملا خارج می شئند و تغییر حالت جدیدی در آنان به وجود می آید.

6 - جهان ششم روحی یا نوری : در این جهان اواح به صورت نور و انرژی کامل تبدیل می گردند و کلیه ارواح خود را بصورت نور مشاهده می کنند و به سادگی قادرند با قوه ادراکه و طرز تفکر خود تمام حیات های مادی و روحی را به شکل زمان حال درک کنند و در این جهان ارواح خود را آماده انتقال و جذب به جهان هفتم می کنند.

7- جهان هفتم اثیری یا جهان عقل کل : در این جهان ارواح با عقل و آگاهی و روح تکامل یافته و شکلی نورانی و پر از انرژی , به سوی عقل کل یا روح بزرگ می روند و به آن می پیوندند و جزئی از وجود آن می شوند . پس از به وجود آمدن این حالت است که ارواح به زندگی جاودانه دست خواهند یافت.

هر یک از جهان های روحی که بیان شد , دارای ترکیبات خاصی است که این نرکیبات باعث می شوند تا هر جهان روحی نسبت به دیگری دارای اختلاف باشد و این اختلافات را در اصل امواج به وجود می آورند و هر یک از این موجها , نسبت به محل و وسعت و شکل ,با یکدیگر تفاوت کامل دارند.

خداوند متعال برای زندگانی پس از مرگ نسل بشر , محل های بخصوصی را در نظر گرفته که هر کس به تناسب اعمال و لیاقت خود به آن محل ها انتقال می یابد . این مراکز و محل های مختلف را عوالم روحی می نامند . یک روح , پس از مرگ زمینی , وارد عوالم روحی می شود . عوالم روحی شامل جهان های هفتگانه روحی , طبقات آن جهان ها و عالم برزخ که خود نیز دارای طبقات مختلفی است می باشد و کلیه ارواح مترقی که به ملکات و فاضله و تکامل روحی بالاتری دست یافته اند , به عوالم بالاتر روحی انتقال می یابند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:58  توسط sogand | 
اِکَنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی در آمد. بنیانگذار این طریقت پال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا است.

افزودن نکته‌ای لازم است و ان اینکه سری پال توئیچل از سوی نظام وایراگی مامور احیای طریقتی باستانی گشت که ان را به نام باستانی اکنکار به جهانیان معرفی کرد.اکنکار ربشه‌ای باستانی دارد که در عصر حاضر از خفا به عیان رو کرد.معنای ان همکاری با خداوند می‌باشد.

پیروان این طریقت معتقدند که اکنکار دانش باستانی سفر روح است. مقوله‌ای درباره انعکاس آگاهی درونی است که از میان وضعیت‌های تحتانی به وضعیتهای شعفناک و نشئه‌آور الهی سفر می‌کند.

این عمل از طریق دسته‌ای از تمرینات معنوی انجام می‌گیرد که پیروان این علم از آن آگاهند.

  • اکنکار بر ارزش تجربیات معنوی به عنوان طبیعی‌ترین راه بازگشت به سوی خداوند تاکید دارد.

این راه به شما می‌آموزد که چگونه برای افزایش آگاهی و لذت بردن از آزادی معنوی به درونتان بنگرید و گوش فرا دهید.

توسط آموزشها و تمرینات معنوی اکنکار خواهید توانست یک زندگی شاد، پر ثمر و متعادل داشته باشید و همچنین به اکتشاف جهانهای معنوی خداوند بپردازید. همچنین آموزشهای اکنکار بر دو ویژگی روح مقدس یعنی نور و صوت تاکید دارد و توسط این آموزشها خواهیم توانست با نور و صوت خداوند ارتباط برقرار کنیم و آنرا ببینیم و بشنویم. با بهره بردن از آموزشهای اکنکار و تمرینات معنوی آن خواهیم توانست حضور روح مقدس را در زندگیمان تشخیص دهیم و می‌آموزیم که ما روح هستیم، بارقه‌ای از خداوند که برای کسب تجربیات معنوی به این دنیا فرستاده شده‌ایم. و همینطور که شکوفایی معنوی حاصل می‌کنیم، می‌آموزیم که عشق خداوند را از طریق خدمت به دیگران بیان کنیم.

اعتقادات اصلی اکنکار

    • روح ابدی و هویت حقیقی فرد است
    • روح وجود دارد زیرا خداوند عاشق آن است.
    • روح در سفری برای شناخت خود و خداست
    • شکوفایی معنوی می‌تواند با تماس آگاهانه با اک(روح مقدس) تسریع شود
    • این تماس می‌تواند در طی تمرینات معنوی اک و با راهنمایی ماهانتا،استاد حق در قید حیات حاصل شود
    • ماهانتا، استاد در قید حیات اک رهبر معنوی اکنکار است
    • تجربه و آزادی معنوی در این زندگی برای همه میسر است
    • شما می‌توانید به طور فعالانه جهانهای معنوی را از طریق سفر روح، رویاها و روش های دیگر مورد بررسی قرار دهید

اكنكار چیست ؟

اكنكار، دانش باستانی سفرروح یك شاه راه مستقیم برای رسیدن به خداشناسیست. جهان های آسمانی فراسوی دید آدمیان قراردارند .ولاکن همانقدر واقعی هستند كه زمینی كه برآن قدم برمی داریم . سفینه ها فضایی قرن بیستم آدمی را به سوی مرزهای شگفت انگیز فضا پرتاب می كنند .اما تكلیف كیهان های درون چیست؟متاسفانه این اقالیم همچون سیاه چاله ای درپس ابهام وراز باقی مانده اند .سرعتهای برق اسای امروز فرصت زیادی برای این سوال باقی نمی گذارند من دراین دنیا چه می كنم ؟ جستجوی ما برای عشق حكمت وآزادی تا بدینجا بیشتر راه بیهودگی پیموده است .آنگاه چشمانمان به واژه افسونگر سفرروح می افتدآیا شهامت این امید واری راداریم سفرروح وسیله ای است كه قدیسین بزرگ همیشه به كارگرفته اند تا اسرار اقالیم خدا را هنگام به سربردن دركالبد جسمانی بیابند .امروزه جهانهای الهی دوباره مسافرین خسته وبی قراررا به خود می خوانند .تمام آنچه آدمی برای این اقدام نیازدارد عبارت است ازیك نقشه راهنما ویك قلب مشتاق . اكنكا ركلید جهان های اسرارهمان نقشه است اما اشتیاق وكنجكاوی سهمی است كه خواننده باید ازخود بگذارد. جهان به سرعت به مهم‌ترین مقاطع تاریخ نزدیك می شود .بهره گرفتن ازاین دانش باستانی دراین برهه بی نهایت ضرورت دارد. همگی برای سفر ه جهانهای اثیری علی ذهنی وروح آماده شوید پرواز هم اكنون آغازمی شود خوش آمدید.

نوشته پشت كتاب كلید جهان های اسرار


منبع

توئیچل، پال: اکنکار، کلید جهان‌های اسرار توئیچل، پال: دندان ببر توئیچل، پال: دفتر چه معنوی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:56  توسط sogand | 

بنام خالق نور وصوت


سفر روح در اكنكار با جریان اك بطرف سوگماد


روش اول :
حركت كالبد معنوی در محدوده های فضا و زمان ( جهانهای زیرین ) است كه در واقع حركت نیست چون روح همیشه و هم اكنون هم در همه طبقات هستی حضور دارد .

روش دوم :
سفر روح , انبساط آگاهی است , كه به آن بیداری یا تحول نیز می گویند .

نقشه كامل سفر روح و كلید ورود به جهانهای اسرار :

نخستین نشانه خروج از كالبد را باید شناخت , همه انسانها هنگام خواب از كالبد خود خارج می شوند اما نا آگاهانه . در سفر روح این عمل با آگاهی و هوشیاری كامل انجام می گیرد . به محض این كه روح ( آگاهی ) بدن را ترك می كند خود را در ناحیه ای به رنگ آبی مایل به خاكستری می بیند كه در نزدیكی طبقه فیزیكی قرار دارد و پیش در آمد رسیدن به منطقه اثیری است .

انتقال آگاهی از كالبد فیزیكی به اثیری , حسی مثل سرخوردن به درون جریان ملایم بادها را ایجاد می كند. روح با ورود به این منطقه آبی متمایل به خاكستری , با كالبد اثیری احاطه می شود . این منطقه كه حائل بین طبقه فیزیكی و اثیری است شباهت زیادی به دالانی عظیم دارد .

این پیله دوار سقفی باز دارد و ممكن است با نور سفید پوشانده شده باشد یا آسمان آبی در یك روز با بهترین آب و هوا و ممكن است بر فراز آن , آسمان شب با ستارگان چمشك زن دیده شود و یا صحنه روستایی با رودخانه ای كه زمزمه ای شعف انگیز دارد . روح با سرعت به طرف هر صحنه ای كه در دهانه این دالان دیده شود كشیده می شود . بیش تر مردم رویا های خود را پس از عبور از این ناحیه و رسیدن به مقصدی دور دست در طبقه اثیری , به یاد می آورند .

بركت باشد , بركت باشیم .

بركت باشیم یعنی دست اك و سوگماد بودن و مجرای برای اك و ماهانتا بودن


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:56  توسط sogand | 

 

ناز مکن "

 

ناز مکن ناز مکن  ناز مکن ای صنم

عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم

 

با دله  سر گشته  چنین   ناز  میکشم

روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

 

تا  بنشینی  به برم  ای  صنم

واله و شوریده سرم ای صنم

 

روز و شب  ار بگذرم از کوی تو

میزندم  میزندم   تیر دو ابروی تو

وای به حال من دیوانه که افسار دلم

بسته  به  گیسوی  تو  گیسوی  تو

 

ناز مکن ناز مکن  ناز مکن ای صنم

عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم

 

با دله  سر گشته  چنین   ناز  میکشم

روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

 

تا  بنشینی  به برم  ای  صنم

واله و شوریده سرم ای صنم

 

 

 " شعر آهنگ از همای "

 

***

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:33  توسط sogand | 

 

تغییرات وزنی بر اساس ملودیست

 

" مست مستم  یا   برای روز  مرگ "

 

 

مست مستم

ساقیا  نا خورده مستم ساقیا

پای خم بشکسته دستم ساقیا

 

مست مستم مست مستم مست مست

 

پایکوبی میکنم در جسم و جان دیگری

پای خود را میگذارم در جهان دیگری

ساقیا از خود گسستم ساقیا

 

مست مستم مست مستم مست مست

 

بارها من گفته بودم ترک جام و می کنم

گفته بودم ترک می اما نگفتم کی کنم

توبه هایم را شکستم ساقیا

 

مست مستم مست مستم مست مست

 

مطربا در نی بزن ساز ملک ری بزن

همچو  من  پیمانه ای در می  بزن

مست از روز الستم ساقیا

 

مست مستم مست مستم مست مست

 

 

" شعر آهنگ از همای "

 

***

 

****

 

 

 

همه تغییرات وزنی بر اساس ملودیست

 

ناز مکن "

 

ناز مکن ناز مکن  ناز مکن ای صنم

عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم

 

با دله  سر گشته  چنین   ناز  میکشم

روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

 

تا  بنشینی  به برم  ای  صنم

واله و شوریده سرم ای صنم

 

روز و شب  ار بگذرم از کوی تو

میزندم  میزندم   تیر دو ابروی تو

وای به حال من دیوانه که افسار دلم

بسته  به  گیسوی  تو  گیسوی  تو

 

ناز مکن ناز مکن  ناز مکن ای صنم

عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم

 

با دله  سر گشته  چنین   ناز  میکشم

روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

 

تا  بنشینی  به برم  ای  صنم

واله و شوریده سرم ای صنم

 

 

 " شعر آهنگ از همای "

 

**

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:32  توسط sogand | 
نام يزدان بخشاينده

ميخانه ها را وا کنيد ای باده خواران
پیمانه را احيا کنيد ای مل گساران
باده در ساغر کنيد
توبه ای ديگر کنيد
خرقه از تن در کنيد
توبه ها را بشکنيد آمد بهاران

شعر از :همای پرواز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:30  توسط sogand | 
     به نام بی نام او

 

 

                                                       اشرف امرالهی

 

سال پيش درست زماني كه ميان خرابات بودم ؛ تجربه ي جالبي برايم پيش آمد. آن روز ها 

از خودم عصباني بودم.  

ظاهراً اوضاع بدي بود نمي توانستم درست و نادرست را تشخيص دهم ، احساس مي كردم جاي  

درست و نادرست عوض شده و آن چه به نظر درست مي رسد ، نادرست است .  

همان روزها براي كاري به كارگاه سوزن دوزي رفتم ، هشت سال بود كه شاگردي استاد سوزن دوز را  

مي كردم به دنبال او به هر جا كه رفته بود ، رفته بودم ؛ هر چند روز هاي نخست از سر ناداني گمان  

مي كردم بتوانم بر او پيشي بگيرم ولي هر سال كه مي گذشت بيشتر مي فهميدم كه چقدر بر من  

برتري دارد وهر چه او بيشتر درس مي داد ، مطمئن تر مي شدم كه هرگز به او نخواهم رسيد گاهي  

دوباره درس ها را مي گرفتم و هر بار تحسينم بيشتر مي شد . به كارهايش كه نگاه مي كردم نوعي 

ريتم و آهنگ مي ديدم ، آهنگي كه بخشي از آن ، خود استاد بود ؛ گويي با طرح ، نقش ، ابزار و مواد 

كارهايش يكي شده بود و من هنوز چنين ريتم و هماهنگي را در خود سراغ نداشتم .  

به هر حال  آن روزهم مثل هميشه نزد او رفتم ولي اين بار همه چيز برايم رنگ ديگري داشت به  

كارهايش نگاه مي كردم ،  

چه دنيايي بود ! چقدر زيبا! 

ديدم كه زيبايي آن ها به رنگ ها و بازي طرح ها نبود به عشقي بود كه در ميان تار و پود پارچه مي  

تنيد.  

چه خالقي! 

اين بار نگاهم به دستان استاد افتاد، بارها دست هاي او را ديده بودم مفاصل رنجور و سر انگشتان  

زخمي اش را، ولي اولين بار بود كه از نگاه كردن به آن ها شرم مي كردم ، حسي از عمق وجودم مرا

به اين شرم  وا مي داشت و به آن دست ها تقدس مي بخشيد. 

وقتي از كارگاه بيرون آمدم هنوز حسي از احترام و شرم با من بود ناگهان فكري قلبم را لرزاند ، من از  

نگريستن به دستان استاد سوزن دوز شرم مي كردم و خالق آن چند اثر مرا از خود بيخود مي كرد

 

ولی از دستان خدا شرمي نداشتم و شايد اصلاً آن ها را نمي ديدم ، تابلوي آثار او به وسعت جهان در

 

پيش رويم بود، بسيار موزون تر از كارهاي استاد و حتي فراتر از آن ، من بخشي از اين تابلو بودم ،

 

بخشی از آن ريتم و طرح ولي هرگز به دركي از آن چه با من بود نداشتم ،  

از خرابات و سرگشتگي ام تعجب نمي كردم ، چه غفلتي ! 

 

 

                    مقام خلوت ويار و سماع و تو خفته              كه شرم بادت از آن زلف هاي آشفته

            

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:59  توسط sogand | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
من سوگند هستم.
عاشق عکس مخصوصا اگه از مناظر طبیعی ایران باشه.
من این عکسها رو تقدیم به همه شما دوستان عزیز می کنم.
و دوست دارم هر چی بلدم یا جالبه به دوستانم هم یاد بدم
امیدوارم تا به امروز این کارو کرده باشم

نوشته های پیشین
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
k2
شعر عاشقانه
عکاسباشی
سجاد رحمانی(sajjadgraph)
گلگشت
ghoorghoor
میلاد
#رامین#
مجتبی جونم
ندا و نگار
sigarian . کلی جفنگ درباره همه چی
دختر و پسر ایرانی
گالری عکسهای عاشقانه
جدیدترین مدلهای آرایش و لباس
▓▓▓▒░ نودژ دانلود ░▒▓▓▓
ستاد مبارزه با دختران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

http


كمياب ترين كدها? جاوا برا? وبلاگ نويسان

USAFIS Organization websites on If you want to PERMANENTLY remove yourself from receiving any email communication, Please Use this link If you can't see this email, please use this link. Dear Customer Thank you for joining the USAFIS Organization, the world-leading provider of the Green Card Lottery Program application service. In order to ensure receiving updates on how to apply for a Green card - Live and work in USA, use this link, and review the information you entered. We will update your preferences so we can keep you up to date. If you want to PERMANENTLY remove yourself from receiving any email communication from us then please send an email to this email address so we can update your profile NOT to receive any updates from us. About the Lottery program: 50,000 applicants and their families will get the chance to work, and Live in the U.S.A. The Green Card Lottery Program is an Official US Government Program. We provide Easy online registration and update follow up and assistance. There are Double winning chances for married couples. Statistically, 1 out of 100 applicants of the Green Card Lottery wins a Green Card. Use this link to make sure your application is complete and your information is accurate at USAFIS Organization Website. For your assistant at any time, Dan Gold USAFIS Organization Learn American English - improve your chances for a successful immigration to U.S. You accepted to receive messages from USAFIS Organization on the following date: For reference, your computer IP was recorded to confirm your registration as: Don't hesitate to contact the USAFIS Organization through our online contact form, just use this link To discontinue receiving messages from USAFIS Organization, please send a blank email to the following address: unsub-czbtndlnbggcqtfbtt@usafisnews.org OR Send a postal request to: USAFIS Organization, 2576 Broadway # 443 New York, NY 10025 U.S.A